استفتائاتی که در این وبلاگ در رابطه با سقط جنین در تجاوز مشاهده می فرمایید تو سط اینجانب از مجتهدین گرفته شده است که با توجه به ممنوعیت سقط جنین در تجاوز دارای اهمیت فراوانی میباشد
استفتائات فقها در مورد سقط جنین در تجاوز جنسی
سوال:چند سالي است كه سقط درماني در موارد خاص از نظر شرع و قانون پذيرفته شده و انجام مي شود و از افتخارات فقه تشيع است كه مي تواند جوابگوي مسائل روز جامعه باشد .سوال من اين است كه در مورد خانمي كه تحت هتك ناموس يا تجاوز به عنف قرار گرفته و باردار شده است و با علم اينكه ادامه بارداري و زايمان و حضور اين طفل نامشروع در جامعه هم از لحاظ روحي رواني و اجتماعي و مشكلات خانوادگي از جمله طلاق براي آن خانم و همچنين مشكلاتي كه ممكن است براي جامعه و بار مالي كه براي بيت المال پيش بيايد و فساد هاي ديگري كه ناشي از تولد اين طفل نامشروع و حضور او در جامعه مي شود آيا جايز است قبل از حلول روح در بدن جنين نسبت به سقط آن اقدام كرد؟
بسمه تعالی
ج - اگر زنى از زنا آبستن شود، جايز نيست بچه اش را سقط كند; ليكن اگر قبل از چهارماهگى براى جلوگيرى از تضييع آبرو و حيثيّت سقط كند، نمى توان گفت حرام است; بلكه به جهت رفع حَرَج و مشكل تضييع آبرو، مخصوصاً با فرض توبه، جايز است.
دفتر استفتائات آيت الله العظمي صانعي www.Saanei.org
بسمه تعالی
در مسئله 2572 توضیح المسائل ذکر شده که نمی تواند بچه را سقط کند. ولی با توجه به رعایت اهم در مقابل مهم اگر کاری اهم از حفظ جان بچه باشد می توان به لحاظ رعایت آن اهم بچه را سقط کرد. والله العالم بحقائق احکامه
www.m-rahmati.com آیت الله العظمی محمد رحمتي
جواب: در چنين فرضى با كل خصوصيات مذكوره جايز است.
15/ رجب الأصب/ 1428هـ
http://shirazi.ir/ آیت الله العظمی سید صادق شیرازی
اگر ضرر مهم جسمی یا روحی برای مادر دارد تا قبل از دمیده شدن روح در جنین می توانید آن
را سقط کنید . در غیر این صورت جایز نیست

استفتا’آیت الله العظمی سید محمد صادق روحانی در مورد سقط جنین ناشي از تجاوز
http://www.istefta.net/index.php
آية الله العظمى شاهرودي دام ظله
بسمه تعالى
اسقاط جنين حتي اگر روح در آن دميده نشده
باشد جايز نيست ولي اگر مجبور به
اينکار شد مثلا براي حفظ جان مادر لازم
است که ديه انرا با تفصيلات مذکور در
رساله عمليه پرداخت نمايد >
بخش استفتاء - دفتر آية الله العظمى
شاهرودي دام ظله
شماره استفتاء11130
istefta@shahroudi.net
www.shahroudi.net
نظر آیت الله العظمی سیستانی در رابطه باسقط جنین
(جمعه ۱۲ رجب ۱۴۲۸)


اما قبل از دميدن روح هر مذهب یک نظری دارد:
شافعی:
بعداز ۴۰ روز حرام است بهر دلیلی.
قبل از ۴۰ روز اختلاف نظر وجود دارد. امام غزالی حرام اش کرد ولی ابو اسحاق مروزی آن را جایز دانست
ادامه مطلب
مسائل پزشكى - سقط جنين (كورتاژ)
س 1261: آيا سقط جنين بر اثر مشكلات اقتصادى جايز است؟
سقط جنين به مجرّد وجود مشكلات و سختىهاى اقتصادى جايز نمىشود.
س 1262: پزشك بعد از معاينه در ماههاى اول حاملگى به زن گفته است كه استمرار باردارى احتمال خطر جانى براى او دارد و در صورتى كه حاملگى ادامه پيدا كند، فرزندش ناقصالخلقه متولد خواهد شد و به همين دليل پزشك دستور سقط جنين داده است، آيا اين كار جايز است؟ و آيا سقط جنين قبل از دميده شدن روح به آن جايز است؟
ناقصالخلقه بودن جنين، مجوّز شرعى براى سقط جنين حتّى قبل از ولوج روح در آن محسوب نمىشود، ولى اگر تهديد حيات مادر بر اثر استمرار حاملگى مستند به نظر پزشك متخصص و مورد اطمينان باشد، سقط جنين قبل از ولوج روح در آن اشكال ندارد.
س 1263: پزشكان متخصص مىتوانند از طريق استفاده از روشها و دستگاههاى جديد، نواقص جنين در دوران باردارى را تشخيص دهند و با توجه به مشكلاتى كه افراد ناقصالخلقه بعد از تولد در دوران زندگى با آن مواجه مىشوند، آيا سقط جنينى كه پزشك متخصص و مورد اطمينان آن را ناقصالخلقه تشخيص داده، جايز است؟
سقط جنين در هر سنّى به مجرّد ناقصالخلقه بودن آن و يا مشكلاتى كه در زندگى با آن مواجه مىشود، جايز نمىشود.
س 1264: آيا از بين بردن نطفه منعقد شدهاى كه در رحم مستقر شده، قبل رسيدن به مرحله علقه كه تقريبا چهل روز طول مىكشد، جايز است؟ و اصولا در كداميك از مراحل ذيل سقط جنين حرام است:
1 - نطفه استقرار يافته در رحم
2 - علقه
3 - مضغه
4 - عظام (قبل از دميدن روح)
از بين بردن نطفه بعد از استقرار آن در رحم و همچنين سقط جنين در هيچيك از مراحل بعدى جايز نيست.
س 1265: بعضى از زوجها، مبتلا به بيمارىهاى خونى بوده و داراى ژن معيوب مىباشند و در نتيجه ناقل بيمارى به فرزندان خود هستند و احتمال اين كه اين فرزندان مبتلا به بيمارىهاى شديد باشند، بسيار زياد است و چنين كودكانى از بدو تولّد تا پايان عمر، دائما در وضع مشقّت بارى به سر خواهند برد. مثلا بيماران هموفيلى همواره ممكن است با كوچكترين ضربهاى دچار خونريزى شديد منجر به فوت و فلج شوند. حال آيا با توجّه به اين كه تشخيص اين بيمارى در هفتههاى اوّل باردارى ممكن است آيا سقط جنين در چنين مواردى جايزاست؟
اگر تشخيص بيمارى در جنين قطعى است و داشتن و نگهداشتن چنين فرزندى موجب حرج مىباشد، در اين صورت جايز است قبل از دميده شدن روح، جنين را اسقاط كنند ولى بنابر احتياط، ديه آن بايد پرداخت شود.
س 1266: سقط جنين فىنفسه چه حكمى دارد؟ و در صورتى كه ادامه باردارى براى زندگى مادر خطر داشته باشد، حكم آن چيست؟
سقط جنين شرعا حرام است و در هيچ حالتى جايز نيست مگر آنكه استمرار حاملگى براى حيات مادر خطرناك باشد كه در اين صورت سقط جنين قبل از ولوج روح، اشكال ندارد، ولى بعد از دميدن روح جايز نيست حتّى اگر ادامه حاملگى براى حيات مادر خطرناك باشد مگر آنكه استمرار باردارى، حيات مادر و جنين هر دو را تهديد كند و نجات زندگى طفل به هيچ وجه ممكن نباشد ولى نجات زندگى مادر به تنهايى با سقط جنين امكان داشته باشد.
س 1267: زنى جنين هفت ماهه خود را كه ناشى از زنا بوده بنا به درخواست پدرش سقط كردهاست، آيا ديه بر او واجب است؟ و بر فرض ثبوت ديه، پرداخت آن بر عهده مادر است يا پدر او؟ و در حال حاضر به نظر شما مقدار آن چقدر است؟
سقط جنين حرام است هر چند بر اثر زنا باشد و درخواست پدر باعث جواز آن نمىشود و در صورتى كه مادر مباشر در سقط جنين باشد و يا مساعدت در آن كرده باشد ديه بر عهده مادر است امّا در مقدار ديه جنين در فرض سؤال ترديد وجود دارد و احوط اين است كه مصالحه شود و اين ديه در حكم ارث كسى است كه وارث ندارد.
س 1268: مقدار ديه جنينى كه دو ماه و نيم عمر دارد، در صورتى كه عمدا سقط شود چقدراست و پرداخت آن برعهده كيست؟
اگر علقه باشد ديه آن چهل دينار است و اگر مضغه باشد شصت دينار است و اگر استخوان بدون گوشت باشد هشتاد دينار است و ديه به وارث جنين با رعايت طبقات ارث پرداخت مىشود ولى وارثى كه مباشر سقط جنين بوده از آن، سهمى ندارد.
س 1269: اگر زن باردارى مجبور به معالجه لثه يا دندانهايش شود و بر اساس تشخيص پزشك متخصص نياز به عمل جراحى پيدا كند، آيا باتوجه به اينكه بيهوشى و عكسبردارى با اشعه باعث نقص جنين در رحم مىشود، سقط جنين براى او جايز است؟
دليل مذكور مجوّزى براى سقط جنين محسوب نمىشود.
س 1270: اگر جنين در رحم، مشرف به موت حتمى باشد و باقى ماندن آن در رحم به همان حال براى زندگى مادر خطرناك باشد، آيا سقط آن جايز است و اگر شوهر آن زن مقلّد كسى باشد كه سقط جنين در حالت مذكور را جايز نمىداند، ولى زن و اقوام او از كسى تقليد مىكنند كه آن را جايز مىداند، تكليف مرد در اين حالت چيست؟
چون در فرض سؤال امر دائر است بين مرگ حتمى طفل به تنهايى و بين مرگ حتمى طفل و مادر او، بنابر اين چارهاى جز اين نيست كه لااقل زندگى مادر با سقط جنين نجات داده شود و در فرض سؤال، شوهر حق ندارد همسرش را از اين كار منع كند، ولى واجب است تا حد امكان بگونهاى عمل شود كه قتل طفل مستند به كسى نشود.
س 1271: آيا سقط جنينى كه نطفهاش با وطى به شبهه توسط فرد غيرمسلمان و يا با زنا منعقد شده، جايز است؟
جايز نيست.
پايگاه اطلاع رساني مقام معظم رهبري:http://www.khamenei.ir/FA/Treatise/topicDetail.jsp?uid=9&tid=2
جايگاه حقوقى انسان در فرهنگ اسلامى بر آشنايان به آن پوشيده نيست; به گونه اى كه از نطفه آغازين و حتى يك روزه انسان داراى ارزش و حق است و بر ديگران لازم است آن را رعايت كنند وگرنه موجب ضمان است. از ديدگاه اسلام فرزند انسان در بعد تربيتى حتى پيش از تكوين و به هنگام انتخاب همسر داراى حق است. اساساً در بُعد حقوق انسانى، جان، آبرو و مال، سه عنصر اساسى و بنيادين است و رعايت اين سه، براى همگان ضرورت دارد. از اين رو كسى بر بازدارى و منع از پديد آمدن نطفه آدمى مجاز نيست و حتى براى چنين كارى در شريعت مقدس اسلام، ديه مشخص وضع شده است تا چه رسد به نطفه پديد آمده كه در مراحل مختلف، اقدام به سقط يا فراهم آوردن موجبات آن، افزون بر معصيت موجب ضمان و ديه است. مراحل يادشده كه احكام جداگانه آن خواهد آمد به قبل از دميده شدن روح در جنين محدود مى شود، اما بعد از چهارماهگى، جنين در حكم انسان كامل است و حرمت سقط آن شديدتر و ديه آن، ديه انسان كامل است.
على رغم ديدگاه هاى اومانيستى ـ كه انسان را حيوانى هوشمند مى شمارد و متأسفانه امروزه آبشخور رشته هاى علوم جديد شده است ـ انسان حتى از نظر فيزيكى با ديگر موجودات عالم آفرينش قابل مقايسه نيست تا چه رسد به ابعاد روحى و معنوى وى. گوشه اى از اين توجه را به خوبى از احكام حقوقى اسلام درباره انسان ـ مانند آنچه در اين فصل به آن پرداخته ايم ـ مى بينيم.
دقت در برآيند و بازتاب اجتماعى و تربيتى و حقوقى هريك از احكام خُرد و كلان در اين قلمرو مبيّن اتصال شريعت مبين اسلام به وحى آسمانى است.
حرمت سقط جنين و پيامدهاى شرعى آن
ـ سقط جنين حرام است، پس بر زن حامله جايز نيست چيزى بخورد يا كارى انجام دهد كه موجب سقط جنين او بشود، حتى اگر زنى از زنا باردار شود، جايز نيست بچه اش را سقط كند.
ـ از آن جهت كه سقط جنين جايز نيست، پزشك يا شخص ديگرى كه چنين عملى را انجام دهد علاوه بر ارتكاب گناهى بزرگ، بايد بداند:
الف: ديه سقط جنين بر او واجب است;
ب: وجهى كه بابت اجرت اسقاط جنين دريافت مى كند حرام است;
ج: دربعضى مواردكفّاره هم بر او واجب مى شود كه شرح آن در مسائل آينده خواهدآمد.
ـ حرمت سقط جنين و ديه آن در صورتى است كه بدانيم جنين زنده است هر چند با شهادت دو نفر از اهل خبره و به مجرد اين كه حركت
دارد نمى توان گفت كه جنين زنده است مگر اين كه حركت اختيارى باشد و زنده بودن جنين را برساند
دارد نمى توان گفت كه جنين زنده است مگر اين كه حركت اختيارى باشد و زنده بودن جنين را برساند.
استفاده از قرص جلوگيرى
ـ استفاده از قرص هاى جلوگيرى بعد از آميزش در صورتى جايز است كه زن يقين به حامله بودن خود نداشته باشد، مگر اينكه ضرر مهمّى براى زن داشته باشد.
استفاده از دستگاه «آى، يو، دى»
ـ استفاده از دستگاه «آى، يو، دى» و مانند آن به خودى خود اشكال ندارد ولى اگر موجب تلف شدن نطفه بعدازانعقادآن بشود استفاده ازآن حرام وپرداخت ديه همواجب است.
عدم جواز سقط جنين هاى اضافى
ـ در بعضى از روش هاى جديد، براى مقابله با نازايى زنان، گاهى حاملگى هاى چندقلو صورت مى گيرد و اكثراً با زايمان زودرس همراه است و جنين ها قبل از تكامل، از بين مى روند. در اين گونه موارد پزشكان مجاز هستند در ماه هاى اولِ باردارى، تعدادى از جنين ها را از بين ببرند تا بقيه بتوانند رشد كنند و كامل شوند.
وجوب حفاظت مادر از جنين
ـ بر مادر واجب است كه براى سلامتى نوزادى كه در رحم دارد، تا
وقتى كه خوف جانى براى خود نداشته باشد، شرايط متعارف و معمول را و هرچه براى حفظ جنين لازم است، رعايت كند.
ـ اگر پزشك براى مادر باردار دارويى تجويز كند تا بااستفاده از آن نوزاد سالم بماند و سقط نشود ـ در صورتى كه اگر استفاده نكند به جنين آسيب رسيده يا سقط مى شود ـ وظيفه مادر است كه در استفاده از دارو كوتاهى نكند.
ـ مادر باردارى كه براى سقط شدن جنين خود، عملى را انجام نداده، ليكن با عدم رعايت نكات لازم و مهيّا نكردن شرايط و مقتضياتِ حفظ جنين، مقدمات سقط جنين را فراهم مى سازد، در صورتى كه بگويند سقط جنين مستند به مادر است، كار حرامى را مرتكب شده و ديه جنين بر او واجب مى شود. امّا اگر به اندازه متعارف رعايت كرده، مسؤوليتى ندارد.
لزوم حفظ جنين با دستگاه انكوباتور
ـ اگر پزشك معالج تشخيص داد كه فرزند داخل رحم زنده نمى ماند مگر اين كه از رحم بيرون آورده شود و در دستگاه مخصوص ـ انكوباتور ـ گذاشته شود، در اين صورت لازم است براى حفظ آن اين عمل انجام شود، خصوصاً اگر بعد از چهار ماهگى باشد.
موارد جواز سقط جنين
ـ مواردى كه سقط جنين جايز است به شرح ذيل مى باشد:
الف: با تشخيص پزشك متخصص و مورد اطمينان، بقاى حمل براى
مادر خطر جانى داشته باشد; در اين صورت سقط جنين جايز است هر چند پرداخت ديه لازم مى شود.
ب: در صورتى كه مادر درد غير قابل تحمل فعلى دارد،(1) در چنين صورتى معالجه مادر لازم وضرورى است هرچند درضمن معالجه جنين ـ چه روح به آن دميده شده باشد و چه هنوز دميده نشده باشد ـ سقط شود.
ج: اگر بقاى جنين موجب مرگ مادر و جنين ـ هر دو ـ بشود.(2)
سقط جنين بعد از چهارماهگى
ـ سقط جنين مطلقاً جايز نيست چه قبل و چه بعد از چهار ماهگى و فقط در صورتى كه خوف خطر جانى براى مادر داشته باشد اين امر تجويز مى شود.
حكم سقط جنين كافر
ـ پزشك مسلمان مى تواند جنينِ زن كافرى را كه پدر آن ـ جنين ـ هم كافر است، سقط كند. امّا اگر يكى از پدر و مادر جنين مسلمان باشد، چون حرمت مسلمان را دارد، ديگر سقط جنين جايز نمى باشد.
احكام زنى كه سقط جنين كرده
ـ زن اگر جنين خود را كه از زنا باردار شده سقط كند مرتكب گناه
1 ـ مقصود از درد فعلى، دردى است كه هم اكنون مادر را آزار مى دهد، نه دردى كه در آينده به آن مبتلا مى شود.
2 ـ تفصيل اين صورت در مسائل آينده آمده است.
كبيره شده است و امورى را بايد انجام دهد:
الف: بايد فوراً توبه كند;
ب: ديه جنين سقط شده را پرداخت كند;
ج: اگر جنين به چهارماهگى رسيده، كفّاره جمع نيز بر عهده او مى آيد.
بايد توجه داشت كه بنا بر مشهور بين فقها، ديه ولدالزنا به مقدار ديه حلال زاده است ولى أحوط آن است كه با حاكم شرع مصالحه كند وديه آن، حكم تركه شخص بدون وارث را دارد كه وارث آن، امام(عليه السلام) است ودرزمان غيبت، بايدبه مجتهد جامع الشرايط پرداخت شود.
ـ تنها با اين احتمال كه ماندن جنين در شكم مادر موجب مرگ مادر مى شود، نمى توان جنين را سقط كرد، امّا اگر پزشك متخصص تشخيص داد و مادر نيز از گفته او يا از راه ديگرى اطمينان حاصل كرد كه ماندن جنين براى حيات يا سلامت او خطر جدى دارد، سقط جنين براى نجات جان خود مانعى ندارد.
موارد ضرورت سقط جنين
ـ زن باردارى كه در اثر تصادف براى درمان نياز به عمل جراحى فورى دارد و لازمه عمل اين است كه مادر بى هوش شود و در اثر بى هوشىِ مادر، يقين داريم يا احتمال مى دهيم كه جنين ـ كه بعد از دوران چهار ماهگى و دميده شدن روح به اوست ـ سقط مى شود، در اين فرض بايد كوشش شود حتى الامكان با بى حس كردن موضعى يا بدون بى هوشى، عمل انجام گيرد امّا اگر اينگونه ممكن نبود، بى هوش كردن مادر براى عمل جراحى، اشكال ندارد، هر چند فرزندش سقط شود.
ـ مادر باردارى كه ادامه حاملگى با حيات او مغايرت دارد و پرورش جنين خارج رحم ممكن نباشد و بعد از مرگ مادر هم زنده نمى ماند، در صورتى مى توان به منظور نجات جان مادر به حاملگى خاتمه داد كه تا آخرين زمان امكانِ ادامه حيات آن دو صبر شود ـ لعلّ الله يحدث بعد ذلك امراً(1) ـ و پس از آن با احراز يقين به اين كه جنين در هر حال فوت خواهد كرد، اسقاط آن به منظور حفظ جان مادر توسط مادر مانعى ندارد.
ـ خانمى كه بر اثر وضع حمل زياد گرفتار امراض گوناگون از قبيل استخوان درد، ضعف اعصاب شديد و ناراحتى قلبى شده، در صورتى كه مجدداً حامله شود، خودش يا پزشك نمى توانند جنين را سقط كنند بلكه در چنين فرضى بايد مادر از باردارى جلوگيرى كند، حتّى با عقيم كردن خود(2)، امّا اگر حامله شد و بقاى حمل موجب ضرر غير قابل تحمل بود، سقط جنين جايز است و چگونگى آن در مسائل بعد مى آيد.
عدم جواز سقط جنين بيمار و عقب مانده
ـ اگر بدانيم جنين مبتلا به بيمارى خاصى است كه بعد از تولد، خواهد مُرد و يا به بيمارى هاى ژنتيك و يا به ناهنجارى هاى نوزادان گرفتار خواهد شد، اين امور مجوز سقط جنين نيست، بلكه حرمت آن در موارد فوق باقى است.
ـ اگر پزشكان به خانمى بگويند: فرزندى كه در رحم دارى از
1 ـ شايد خداوند بعد از آن راه نجاتى را به وجود آورد.
2 ـ موارد جواز عقيم كردن در بحث جلوگيرى از باردارى آمده است.
لحاظ ذهنى عقب مانده است، و يا از لحاظ بدنى نقص عضو دارد، زن نمى تواند كارى كند كه جنين ساقط شود و نيز نمى تواند خود را براى اسقاط جنين آماده كند و در صورت تحقق چنين امرى توسط مادر يا پزشك، علاوه بر آن كه مرتكب گناه كبيره شده اند، ديه بر مباشر واجب است.
عدم جواز سقط جنين بر غيرمادر
ـ در مواردى كه اسقاط جنين جايز است، لازم است مادر شخصاً ـ در صورت امكان ـ فرزند خود را اسقاط كند و در صورتى كه خودش بتواند، جايز نيست ديگرى اين كار را انجام دهد.
ـ اگر مادر نتوانست شخصاً اقدام به اسقاط جنين كند، پزشك يا شخص ديگر مى تواند اقدام به اين كار كند و حرمتى بر او نيست. امّا اگر از وارثان جنين برائت نگرفته، ضامن ديه مى باشد.
سقوط عده زن باردار، با سقط جنينِ وى
ـ زن باردارى كه پايان عده او به وضع حمل مى باشد، با سقط جنين وى ـ چه به عمد و چه به غيرعمد ـ عده اش تمام مى شود.
لزوم تأخير مجازات اعدام براى زن باردار
ـ زن باردارى كه به خاطر ارتكاب جنايت مستحق اعدام است، نمى توان او را مجازات كرد و بايد تا زمان وضع حمل وى، اجراى حكم را به تأخير انداخت.
لزوم تجهيز جنين مرده
ـ اگر جنين سقط شده، چهار ماه يا بيشتر از چهار ماه داشته باشد، بايد جنين را غسل ميّت داد و كفن كرد و دفن نمود و كسى كه با بدن او تماس داشته است ـمانند پزشك، مادر، پرستار و... ـ بايد غسل مسّ ميّت انجام دهد و در صورتى كه جنين كمتر از چهار ماه داشته باشد بايد او را در پارچه اى پيچيده و بدون غسل، دفن كنند.(1)
وجوب ديه سقط جنين
ـ در مواردى كه سقط جنين حرام است، پرداخت ديه آن واجب مى شود، بلكه در مواردى هم كه سقط جنين جايز است ديه آن ساقط نمى شود و بر عهده كسى مى باشد كه جنين را سقط كرده است. بنابر اين اگر پزشك با جراحى و يا تزريق آمپول اين عمل را انجام دهد ضامن ديه خواهد بود.
ـ اگر شخصى داراى چند فرزند باشد و به علّت ضعف و ناتوانى جسمى و سختى معاش، بچه بعدى را سقط كند و بعد متوجه شود كه اين كار گناه بوده، مى بايست سريعاً توبه كند، زيرا گناه بزرگى را مرتكب شده و ديه سقط جنين نيز بر او واجب است.(2)
1 ـ براى آشنايى بيشتر به بحث زنان و زايمان مراجعه شود.
2 ـ نكته: در همين رابطه خداوند متعال در قرآن، سوره اسراء، آيه 31 فرموده است: «و فرزندانتان را از ترس فقر نكشيد، ما آنها و شما را روزى مى دهيم، مسلماً كشتن آنها گناه بزرگى است.» و چه بسا همين فرزندى كه شخص به فكر سقط آن افتاده، موجب وسعت رزق و رفع مشكلات زندگى و سعادت دنيا و آخرت پدر و مادر شود. امر رزق و روزى با خداوند متعال است. خداوند در قرآن آيات 22 و 23 از سوره ذاريات مى فرمايد: «و روزى شما در آسمان است و آنچه به شما وعده داده مى شود، سوگند به پروردگار آسمان و زمين كه اين مطلب حق است، همانگونه كه شما سخن مى گوييد.»
حكومت اسلامى و كنترل جميعت
ـ در شرايطى كه حكومت اسلامى مصلحت جامعه را در كنترل جمعيت و تنظيم خانواده تشخيص دهد فقط مى تواند جامعه را به كنترل جمعيت از راه هاى حلال تشويق نمايد، ولى نمى تواند از راه هاى حرام مانند سقط جنين استفاده كند و يا مردم را ملزم به جلوگيرى نمايد.
ـ اگر ولىّ امر مسلمين محدود كردن نسل را به طريق الزام افراد بر آن، لازم بداند و بر آن حكم كند، در همان محدوده اى كه ولىّ امر حكم مى كند، الزام به جلوگيرى جايز، بلكه واجب مى باشد.
سقط جنين
ـ اگر بيمارى مادر به حدى است كه درد غيرقابل تحمل دارد و معالجه، لازم و ضرورى است ولى در ضمن معالجه جنين طبعاً سقط مى شود، اقدام و معالجه، چه قبل از دميده شدن روح باشد يا بعد از آن، جايز است.
ـ اگر ادامه حاملگى در آينده براى مادر خطر جانى دارد، هرچند در حال حاضر درد غيرقابل تحملى ندارد، سقط جنين جايز است.
ـ اگر پزشكان متخصص بگويند: «در صورتى كه زن كورتاژ نكند، در هنگام تولد يا زن مى ميرد يا بچه»، و از گفته آنان اطمينان حاصل شود، كورتاژ جايز است.
ـ اگر عمل جراحى براى مادر ضرورت دارد و در اثر جراحى
1 ـ براى اطلاعات كافى از مسائل مربوطه، به فصل آموزش پزشكى مراجعه شود
احتمال دارد بچه بميرد، در صورتى كه مادر با عمل جراحى حتماً نجات مى يابد، جراحى اشكال ندارد.
ـ اگر زنى نياز به عمل جراحى پيدا كند كه عمل جراحى، مستلزم بى هوشى است و با بى هوش كردن مادر، بچه مى ميرد، بايد در صورت امكان مادر را به وسيله بى حسى موضعى يا بدون بى هوشى عمل كرد. امّا اگر بى هوش كردن او ضرورت دارد، مانعى ندارد.
ـ در صورتى كه زنده ماندن مادر متوقف به سقط كردن جنين باشد، سقط جايز است و بايد ديه آن پرداخت شود.
احكام جنين سقط شده
ـ جنين سقط شده در صورتى كه مرده به دنيا بيايد، نجس است.
ـ جنين سقط شده، در صورتى كه كمتر از چهار ماه دارد، بايد در پارچه اى پيچيده شده و بدون غسل دفن شود.
ـ بچه سقط شده، در صورتى كه چهار ماه تمام يا بيشتر داشته باشد، لازم است به طور متعارف غسل دهند و كفن نمايند و سپس دفن شود و خواندن نماز ميّت لازم نيست.
ـ كسانى از قبيل مادر، ماما و... كه با بدن بچه سقط شده اى كه چهار ماه تمام يا بيشتر دارد، تماس مستقيم پيدا كرده اند، لازم است غسل مسّ ميّت انجام دهند و اگر تماس توسط دستكش و مانند آن ـ غير مستقيم ـ باشد، غسل لازم نيست
سایت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(ره) http://www.lankarani.org
(مساله513)هرگاه شك كند كه چيزي سقط شده يا نه ، يا چيزي كه سقط شده اگر مي ماند انسان مي شد يا نه ، لازم نيست وارسي كند ، و خوني كه از او خارج مي شود ، شرعاً خون نفاس نيست
(مساله525)براي مس بچه مرده ، حتي بچه سقط شده اي كه چهار ماه او تمام شده ، غسل مس ميت واجب است . بلكه بهتر است براي مس بچه سقط شده اي كه از چهار ماه كمتر دارد غسل كرد ، بنابر اين اگر بچه چهار ماهه اي مرده به دنيا بيايد مادر او بايد غسل مس ميت كند ، بلكه اگر از چهار ماه كمتر هم داشته باشد بهتر است مادر او غسل نمايد
(مساله559)بچه سقط شده را اگر چهار ماه يا بيشتر دارد ، بايد غسل بدهند و اگر چهار ماه ندارد ، بايد در پارچه اي بپيچند و بدون غسل ، دفن كنند
( مسأله 2449 ) اگر زني از زنا آبستن شود ، جايز نيست بچّه اش را سقط كند
( مسأله 2509 ) اگر زن آبستن را طلاق دهند ؛ عدّه اش تا دنيا آمدن ، يا سقط شدن بچّة او است ، بنابر اين اگر مثلاً يك ساعت بعد از طلاق بچّة او بدنيا آيد ، عدّه اش تمام مي شود
س 987 : ديه سقط جنين اگر ذمي باشد ، يعني پدر و مادر آن كافر ذمي باشد چه مقدار است ؟
ج : مراتب تكامل جنين را با اصل ديه ذمي با در نظر گرفتن مراتب جنين باديه مسلمان بايد محاسبه كرد .
س 988 : اگر زن حامله مرض شود و دكتر متخصص تشخيص بدهد كه معالجه زن بستگي به سقط جنين دارد ، آيا در اين فرض سقط جنين جايز است ؟
ج : جايز نيست .
س 989 : سقط جنين در مورد حاملگي در اثر تجاوز جنسي كه فشار روحي سختي را بر مادر تحميل مي كند چه حكمي دارد ؟
ج : سقط جنين در هيچ حالي جائز نيست .
س685: در رساله توضيح المسائل حضرتعالى آمده است: «اگر زن حامله را طلاق دهند عدهاش تا دنيا آمدن يا سقط شدن بچه اوست.» حال اگر زن حامل كه در حال عده است بچه را عمداً سقط كند اگرچه آنچه سقط مىكند به صورت علقه يا مضغه باشد حكم وضع حمل را دارد؟ يعنى عده تمام مىشود يا حكم ديگرى دارد؟
ج: بلى سقط جنين اگر چه عمدى باشد موجب تمام شدن عده است و همينطور سقط علقه يا مضغه در صورتى كه حمل بودن آن محقق باشد، لكن سقط عمدى معصيت است و ديه نيز دارد.
س 905 : در صورتي كه جنين سقط شده دو قلو يا بيشتر باشد ديه چگونه پرداخت مي شود ؟ به اندازه يك جنين يا هر تعداد كه باشد ؟
ج : براي هر كدام عدد يك ديه ثابت است .
س 906 : زني كه عمدا جنين 5 ماهه خود را سقط مي كند آيا موجب قصاص است يا خير ؟
ج : در فرض مزبور موجب قصاص نيست بايد ديه بدهد .
س 907 : پزشكان براي درمان بيماري زن حامله اي اينطور تشخيص داده اند كه بيمار بايد بچه چهار ماهه خود را سقط كند ، آيا سقط كردن جايز است يا خير ؟ و بر فرض جواز آيا ديه تعلق مي گريد يا خير ؟ و بر فرض تعلق دكتر معالج بايد ديه بدهد يا مادر ؟
ج : سقط جنين در هيچ حال جائز نيست و در فرض مذكور ديه را دكتر معالج بايد بدهد .
س 910 : ديه سقط جنين در هر يك از موارد زير را مشخص فرماييد .
الف ـ جنين به صورت نطفه باشد .
ب ـ جنين علقه باشد .
ج ـ جنين مضعه باشد .
د ـ جنين اسكلت بندي پيدا كرده باشد .
ه ـ جنين روح پيدا كرده باشد .
س 1095 : اينجانب امسال ماه مبارك رمضان در روستائي كه بودم مشكل سقط جنين در سالهاي قبل براي عده اي از خانواده ها پيش آمده كه چگونگي گناه و ديه مربوط به آن را استفتاء و در قالب سه پرسش در ذيل مطرح مي نمايم :
الف ـ اگر سقط جنين بعد از ولوج روح باشد و زوجين معا دخالت داشته باشند .
ج : در صورتي كه ابوين هر دو مباشرت در سقط جنين داشته باشند ديه جنين به طبقات بعد مي رسد .
ب ـ اگر زوجه بدون اطلاع و رضايت زوج اقدام نمايد .
ج : در اين صورت لازم است زوجه ديه را به پدر جنين بپردازد .
پ ـ اگر زوج با اكراه زوجه اقدام به سقط نمايد حكم آن را بيان فرمائيد .
ج : اگر اكراه به حدي برسد كه مادر جنين هيچ اختياري نداشته باشد و پدر شخصا اقدام به سقط جنين كند در اين صورت لازم است پدر به مادر ديه جنين را بپردازد .
س 875 - حيات انسانى براى جنين از چه زمانى آغاز مىشود؟ و مجازات قاتل جنين (حمل) در جنايات عمدى چه مىباشد؟
ج: معمولاً بعد از چهار ماهگى روح در جنين دميده مىشود كه اگر بعد از آن سقط شود بر قاتل لازم است كه يك ديه كامل يعنى يك هزار مثقال طلا اگر پسر باشد و پانصد مثقال طلا اگر دختر باشد پرداخت نمايد.
س 876 - در موارد مجاز يا غير مجاز سقط جنين آيا كفّاره واجب مىگردد يا نه؟ در صورت وجوب بر عهده سبب است يا مباشر؟
ج: سقط جنين جايز نيست، و اگر سقط جنينى انجام شود، ديه به عهده مباشر است.
س 877 - اگر ادامه حاملگى موجب شدت يافتن و يا طولانى شدن بيمارى مادر گردد، مانند بيماريهاى كليوى، قلبى و عصبى آيا سقط جنين را تجويز مىفرمائيد؟
ج: خير.
س 878 - آيا در موارد زير قبل از ولوج روح مىتوان سقط درمانى انجام داد؟ پس از ولوج چگونه خواهد بود؟
الف: بيماريهائى كه مىدانيم مسلماً جنين پس از تولّد خواهد مرد.
ب: بيماريهاى ژنتيكى
ج: ناهنجارىهاى نوزادان، مثل آنانسفالى (عدم وجود مغز)
ج: در تمام موارد مذكور جايز نيست.
س 879 - در زن حامله كه مبتلا به سرطان رحم شده است و درمان آن به اشعه درمانى نياز دارد و دادن اشعه هم باعث ناقص الخلقه شدن جنين مىشود آيا مىتوان قبل از اشعه درمانى سقط درمانى كرد؟ در صورت جواز چند درصد احتمال ايجاد ناهنجارى در مصرف دارو، اشعه درمانى و شيمى درمانى موجب تجويز سقط جنين مىباشد؟
ج: بدون سقط جنين زن بيمار را معالجه نمايند.
س 880 - آيا در زن مبتلا به سرطان رحم كه حامله است مىتوان قبل از دادن اشعه، سقط درمانى كرد؟
ج: جايز نيست.
س 881 - سقط درمانى براى حفظ جان مادر در بيماريهاى مختلف كه در كتب علمى معتبر و متخصصين مورد وثوق اعلام مىنمايند چه حكمى دارد؟
ج: در صورتى كه جان مادر در خطر است مادر مىتواند جنين را ساقط نمايد ولى براى ديگران جايز نيست.
س 882 - اگر تشخيص داده شود جنين در حال حاضر يا در صورت رشد و تولد ناقص الخلقه بوده يا خواهد بود آيا مىتوان قبل از دميده شدن يا پس از دميده شدن روح درآن، اقدام به سقط جنين كرد؟
ج: خير، جايز نيست.
س 83 - آيا براى مسِّ جنين مرده يا سقط شده (قبل از 4 ماه تمام) توسّط مادر يا فرد ثالث غسل مَسِّ ميّت واجب مىشود؟
ج: درفرض سؤال غسل مسِّ ميت واجب نيست گرچه بهتر است.
س 249 - خانمى 10 سال پيش سقط جنين كرده كه به طور تصادفى بوده است، نمازها و روزههايى كه در طول اين مدت خوانده و گرفته، چه حكمى دارد؟ و اگر خانمى با اين اوصاف به خانه خدا رفته باشد چه؟
ج: اگر غسل جنابت انجام داده، كفايت از غسل نفاس مىكند، و اعمالى كه بعد از غسل جنابت انجام داده صحيح
س:در دوران حاملگي؛برخي از بيماري هاي جنين كه مغايرت با حيات دارد و طبق نظر پزشكان محترم؛نوزاد پس از تولد قطعا قادر به ادامه حيات نبوده و در ساعات يا روزهاي اوليه تولد خواهد مرد؛در خصوص چنين بيماري ها و ناهنجاريهايي كه بعضاً بعد از 16 هفتگي ( ولوج روح) به وجود آمده يا قابل تشخيص هستند و تولد چنين نوزادي كه اميدي به حياتش نيست در بسياري از مواقع والدين را نگران نموده و گاهي پيامدهاي منفي روحي و جسمي به دنبال دارد و چه بسا اقدام به سقط غير قانوني مي نمايند كه از جهت پزشكي براي مادر مشكلاتي ايجاد مي كند،خواهشمند است بفرماييد آيا سقط جنين در چنين مواردي جايز است؟وظيفه پزشك در اين گونه موارد چيست؟ (1231)
ج: بعد از ولوج روح ساقط كردن اصلا جائز نيست و قبل از ولوج روح نيز جز در موارد استثنائي جائز نيست.
ج : شمامرتكب گناه كبيره شده ايد واسقاط جنين در زمان مذكورجائز نيست ولازم بود قبل ازاسقاط سوال ميكرديد وچون شما مباشرت به عمل مذكور نموده ايد شوهر شريك نيست


